معنی پیش فرستادن
5 بازدید
[ فِ رِ دَ ] (مص مرکب) ارسال داشتن قبل از موعد. فرستادن قبل از زمان معهود و مقرر. دلف، دلیف. (منتهی الارب). تسلیف. (تاج المصادر). تقدیم. (منتهی الارب). || بجلو فرستادن. بمقابله فرستادن. برابر آوردن : که قیصر سپاهی فرستاد پیش از آن نامداران و گردان خویش.فردوسی. برگ عیشی بگور خویش فرست کس نیارد ز پس تو پیش فرست.سعدی.
کلمات همقافیه با «پیش فرستادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر