معنی پیش افکندن
6 بازدید
[ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) پیش انداختن. || پایین افکندن. فرود آوردن سر و جز آن : خجل گشتتان دل ز کردار خویش فکندید یکسر سر از شرم پیش.فردوسی. رجوع به پیش (در معنی فرود و زیر) شود.
کلمات همقافیه با «پیش افکندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر