معنی پیشگیر
6 بازدید
(نف مرکب) که پیش گیرد. که مانع آید. که پیش گیری کند. که جلوگیر آید. || (اِ مرکب) پیش بند. پیش دامن. || لنگ. فوطه. منشفه. لنگ که از کمر تا پایین بندند از جلو.
کلمات همقافیه با «پیشگیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر