معنی پیشکین
5 بازدید
(اِخ) نام ملک عزالدین از شاهان سلجوقی موصل : چرا پیشکین خواند او را سپهر که هست از چنان خسروان پیش مهر اگر پیشکین برنویسند راست بود کی پشین حرف بر وی گواست. (رجوع به عزالدین و رجوع به اقبالنامهٔ نظامی چ وحید ص ۲۹ و ۳۰ و ۳۱ شود).(اِخ) تومانی به آذربایجان: حمداللََّه مستوفی در نزهة القلوب آرد: تومان پیشکین؛ درین تومان هفت شهرست: پیشکین و خیاو و انار و ارجاق و اهر و تکلفه و کلیبر، پیشکین از اقلیم چهارم است. طولش از جزایر خالدات «فب ک» و عرض از خط استوار «لزم» و در اول وراوی میخواندند چون پیشکین گرجی حاکم آنجا شد بدو معروف گشت. هوایش بعفونت مایل جهت آنکه شمالش را کوه سبلان مانع است و آبش از کوه سبلان می آید و غله و میوه بسیار باشد و اهل آنجا شافعی مذهب اند و بعضی حنفی و بعضی شیعه. حقوق دیوانیش پنجهزار و دویست دینارست، و ولایتش به اقطاع لشکر مقرر است کمابیش پنج تومان مقرری دارد. (نزهةالقلوب چ اروپا مقالهٔ سوم ص ۸۲ و ۸۳) و نیز رجوع به تاریخ غازان ص ۸۸ و ۹۶ شود. اما کلمهٔ پیشکین محرف مشگین است. رجوع به مشگین (باختری و خاوری) در فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴ شود.
کلمات همقافیه با «پیشکین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر