معنی پیشکسوتی
6 بازدید
[ کِ وَ ] (حامص مرکب) حالت پیش کسوت. یکی از مدارج طریقت. || قدمت و برتری در پهلوانی زورخانه.
کلمات همقافیه با «پیشکسوتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر