معنی پیشکاره
6 بازدید
[ رَ / رِ ] (اِ مرکب، ص مرکب) رئیس و مهتر باشد. (اوبهی). || بمعنی پیشکار است که مزدور و خدمتگزار باشد: ای که مه با کمال خوبی خویش پیش روی تو پیشکاره بود. عمادی شهریاری . || ماماچه و قابله. حاضنة. (منتهی الارب). || فرش اطاق مهمانخانه.
کلمات همقافیه با «پیشکاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر