معنی پیشناس
6 بازدید
[ پَ / پِ شِ ] (نف مرکب) که اثر پای شناسد. ایزشناس. قائف. (منتهی الارب). که ردّ پای تواند یافت. که ایز تواند بردارد.
کلمات همقافیه با «پیشناس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر