معنی پیشمیر
6 بازدید
(نف مرکب) که پیش میرد. که قبل از دیگری درگذرد و فوت کند: بسوزد دل مادر پیش میر که باشد جوان مرده و او مانده پیر.نظامی. || پیش مرگ : به هر کس مده بهر چون آب جوی که تا پیش میرت شود هر سبوی.نظامی.
کلمات همقافیه با «پیشمیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر