معنی پیشقطار
5 بازدید
[ قَ ] (اِ مرکب، ص مرکب) شتریکه پیش از دیگران بقطار رود. (آنندراج). نخستین شتر از شتران قطار کرده : هر سر مو کوکب خورشیدچهر ناقه مگو پیش قطار سپهر. وحید (در تعریف ناقه). بقادری که بدریای بیکران سخن مرا بر اشترک موج کرد پیش قطار.زلالی.
کلمات همقافیه با «پیشقطار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر