معنی پیشقراول
6 بازدید
[ قَ وُ ] (اِ مرکب) پیشرو لشکر. مقدمةالجیش. آن حصه از لشکر پیاده یا سواره که جلو حرکت میکند. طلیعه. چرخچی. مقدمه. پیشرو.
کلمات همقافیه با «پیشقراول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر