معنی پیشعهد
5 بازدید
[ عَ ] (ص مرکب) متقدم. سابق زمانی. پیشین. ج، پیش عهدان : گزارندهٔ داستانهای پیش چنین گوید از پیش عهدان خویش.نظامی.
کلمات همقافیه با «پیشعهد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هد» برای سرودن شعر