معنی پیشسلام
5 بازدید
[ سَ ] (ص مرکب) کسی که از راه خاکساری یا خوشخوئی در سلام گفتن سبقت کند. گویند مرد افتادهٔ پیش سلامیست. (آنندراج): هرجا غمی است پیش سلام دل منست مشهور ملک فتنه بود روشناس من. شفائی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «پیشسلام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر