معنی پیشروی
6 بازدید
[ رَ ] (حامص مرکب) عمل پیشرو. بجلو رفتن و پیشرفت کردن. || امامت. دلهثة. (منتهی الارب). قیادت : آلت خسروی و پیشروی همه داده ست مر ترا یزدان.فرخی. || تجاوز از حد طبیعی. رجوع به پیشروی کردن شود. || ترقی.
کلمات همقافیه با «پیشروی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر