معنی پیش‌دست

معنی پیش‌دست

5 بازدید
[ دَ ] (ص مرکب) سابق. (شرفنامه). سبقت گیر. متبادر. مقدم. بادی. سابق در پیشدستی کردن و غالب شدن. (از برهان). سابق و قوی. (انجمن آرا). سابق و غالب بر چیزی. (آنندراج). ج، پیش دستان : بدانید کوشد به بد پیشدست مکافات این بد نشاید نشست.فردوسی. تو خواهی بدین جنگ شد پیشدست دگر شیردل ترک خاقان پرست.فردوسی. از بزرگان و ز تدبیرگران پیشدست است بتدبیر و به رای.فرخی. بجلدی زن چابک پیشدست کیانی کمر بر میانش ببست. شمسی (یوسف و زلیخا). همیشه خدای جهان را بُدست که درمانده را افکند پیشدست. شمسی (یوسف و زلیخا). عزیز همایون شه پیشدست همی بود با جفت خویشش نشست. شمسی (یوسف و زلیخا). هر آنکو بود نیک و نیکان پرست بود در همه کار او پیشدست. شمسی (یوسف و زلیخا). پیشی آن تن را رسد کز علم باشد پیشدست سروری آنرا رسد کز عقل باشد پایدار. سنائی. بر دشمنان خود بخرد پیشدست گشت آبای خویش را بهنر نیکنام کرد.مختاری. چو در داد بیشی و پیشیت هست سزد گر شود بر کیان پیشدست.نظامی. پیشدستان که پیش ازین بودند یکدم از دردسر نیاسودند.اوحدی. || مبارز. || مددکار. (برهان). معاون. نائب و پیشکار. (غیاث) (آنندراج): خرابم کرده چشم نیم مستی که دارد همچو مژگان پیشدستی.صائب. || (اِمص مرکب) پیشدستی : کنون کینه را کوس بر پیل بست همی جنگ ما را کند پیشدست.فردوسی. منوچهر کردی بدین پیشدست نکردی بدین همت خویش پست.فردوسی. نه لشکر پسندد نه یزدان پرست که تو جنگ او را کنی پیشدست.فردوسی. || (اِ مرکب) پیشادست. (جهانگیری). پیشادست که اجرت پیش دادن باشد. (برهان). بیعانه. (شرفنامه). پول پیشکی که قبل از کار بکارگر دهند. پیش مزد. || نقد. مقابل نسیه. (برهان) (آنندراج). || صدر مجلس. (برهان). صف اول. جای اول گیرنده. ابتدا.

کلمات هم‌قافیه با «پیش‌دست»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ست» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید