معنی پیشداری کردن
4 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) قابلگی کردن. بچه را گرفتن (ماما).
کلمات همقافیه با «پیشداری کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر