معنی پیشتاز
7 بازدید
(نف مرکب) آنکه قبل از دیگران برابر رود. آنکه بجلو تازد. طلایه. ج، پیش تازان؛ پیش تاز عرصهٔ بلاغت یا شجاعت.
کلمات همقافیه با «پیشتاز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر