معنی پیشانیدار
6 بازدید
(نف مرکب) دارندهٔ پیشانی. || کنایه است از دولتمند. بادولت. مقبل. دولتی. سعید. خوشبخت. خوش اقبال. نیکوطالع. بخت ور. || کسی که کاری را بشکفتگی از پیش برد. (برهان).
کلمات همقافیه با «پیشانیدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر