معنی پیشآمد
5 بازدید
[ مَ ] (ن مف مرکب) پیش آمده. || (اِ مرکب) واقعه. حادثه. قضیه. رویداد. سانحه. عارضه. رویداد. وقعه. نازله. اتفاق. || سلوک و رعایت. (غیاث).
کلمات همقافیه با «پیشآمد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مد» برای سرودن شعر