معنی پیس کردن
7 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) خلنگ کردن. دورنگ و ابلق ساختن. || ابراص. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «پیس کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر