معنی پیزیستراتیدس

معنی پیزیستراتیدس

6 بازدید
[ دِ ] (اِخ) این نام بر اخلاف پیزیستراتوس اطلاق میشده است. (ترجمهٔ تمدن قدیم فوستل دوکولانژ ص ۴۶۸). صاحب قاموس الاعلام ترکی ذیل کلمهٔ پیسیسترات آرد: یکی از جبابرهٔ آتن باستانی است و از خویشاوندان سولون مقنن مشهور بود در سایهٔ ثروت و جسارت و به نیروی فصاحت و طلاقت توجه عامه را جلب کرد و بدستیاری ۶۰۰۰ تن از مقربان در سنهٔ ۵۶۱ ق.م. حکومت را علی رغم ممانعت سولون بچنگ آورد و پس از یک سال مگاکلیس ویرا طرد و باز جلب کرد، و در سال ۵۵۲ دوباره طرد شد به اوبیا (یعنی اگریبوز) فرار کرد در سنهٔ ۵۳۸ باز زمام حکومت را بدست آورد و با رفتاری عادلانه و عاقلانه محافظت میکرد تا در سال ۵۲۸ ق.م. درگذشت. پسرانش هیپارک و هیپباس جانشین وی شدند پیسیسترات حامی زراعت و راغب بنشر علم بود و جمع آوری اشعار هومر به امر و اهتمام وی شده است. (قاموس الاعلام ترکی).

کلمات هم‌قافیه با «پیزیستراتیدس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید