معنی پیزن
6 بازدید
[ پَ / پِ زَ ] (نف مرکب) قایف. آنکه از اثر پای پیماینده را شناسد: بعد از دیدن آن غار و سنگلاخ در خصوص ابی کرز پی زن شبهه کردم که گفت این اثر قدم ابن ابی قحافه و این اثر قدم محمدبن عبداللََّه است. (سفرنامهٔ مکهٔ فرهادمیرزا). || اسب و دیگر ستور.[ ] (اِ) پیزنه. غریب. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «پیزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر