معنی پیر چهلساله
6 بازدید
[ رِ چِ هِ لَ / لِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) کنایه از عقل است. (برهان). کنایه از قوت عاقله که در عمر چهل سالگی تمام و کامل میشود. || فیروزه. (برهان) (مجموعهٔ مترادفات ص ۱۴۵). || فرشته. (برهان). مَلَک. (انجمن آرا). || (اِخ) کنایه از جبرئیل. (غیاث). || آدم علیه السلام. (برهان).
کلمات همقافیه با «پیر چهلساله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر