معنی پیر و جوان
6 بازدید
[ رُ جَ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) قاطبةً. شیخ و شاب. همه. همگان : همه مرگرائیم پیر و جوان که مرگست چون شیر و ما آهوان.فردوسی. چنان لشکر گشن و دو پهلوان هزیمت گرفتند پیر و جوان.فردوسی.
کلمات همقافیه با «پیر و جوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر