معنی پیر میفروش
5 بازدید
[ رِ مَ / مِ فُ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) سالخوردهٔ باده فروش. کهنسالی که شراب انگوری فروشد. پیر خمار. || پیر میکده. پیر میخانه : من این دلق مرقع را بخواهم سوختن روزی که پیر می فروشانش بجامی برنمی گیرد. حافظ. دی پیر می فروش که ذکرش بخیر باد گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد.حافظ.
کلمات همقافیه با «پیر میفروش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر