معنی پیر مغان

معنی پیر مغان

6 بازدید
[ رِ مُ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) بزرگ مغان یعنی پیشوایان دین زرتشتی. پیشوای مجوسیان. || مالک و رهبان دیر. || ریش سفید میکده. پیر می فروش : ای پیر مغان دل شما مرغان آمد شد ما دگر نرنجاند.خاقانی. می که پیر مغان ز دست نهاد جز بپور مغان نشاید داد.نظامی. گفتم شراب و خرقه نه آئین مذهب است گفت این عمل بمذهب پیر مغان کنند.حافظ. آن روز بر دلم در معنی گشاده شد کز ساکنان درگه پیر مغان شدم.حافظ. گرم نه پیر مغان در بروی بگشاید کدام در بزنم چاره از کجا جویم.حافظ. دولت پیرمغان باد که باقی سهلست دیگری گو برو و نام من از یاد ببر.حافظ. از آستان پیر مغان سر چرا کشم دولت در آن سرا و گشایش در آن درست. حافظ. من که خواهم که ننوشم بجز از راوق می چکنم گر سخن پیر مغان ننیوشیم.حافظ. مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش کو بتأیید نظر حل معما میکرد گفتم این جام جهان بین بتو کی داد حکیم گفت آن روز که این گنبد مینا میکرد.حافظ. خادم پیر مغان شو کاتبی چون عاقبت مرد گردد هر که از دل خدمت مردی کند. کاتبی. نیز رجوع به کتاب مزدیسنا ص ۲۶۵ و ۲۷۸ شود. || رند. (لغت محلی شوشتر نسخهٔ خطی: رند).

کلمات هم‌قافیه با «پیر مغان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید