معنی پیر مجرد
6 بازدید
[ رِ مُ جَ رْ رَ ] (اِخ) خواجه ابوالولید احمد. || (مزار...)؛ موضعی بظاهر شهرات. (حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۶۳۹ و ج ۴ ص ۵۸۰ و ۵۸۱).
کلمات همقافیه با «پیر مجرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر