معنی پیر خرد
7 بازدید
[ رِ خِ رَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) عقل. عقل کل. فرد کامل. مرد هنر. (آنندراج). مرد دانا و عاقل : درین چمن که گلش پیش خیز صبحدم است بشرع پیر خرد خواب صبح عصیان است. دانش (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «پیر خرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر