معنی پیر بخاری
6 بازدید
[ رِ بُ ] (اِخ) پیرمردی دانشمند از مردم بخارا که از جانب ترکمانان سلجوقی، طغرل بیک و برادرانش، پیامی آورده بود برای خواجهٔ بزرگ احمدبن عبدالصمد وزیر سلطان مسعود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۰۰ چ فیاض ص ۴۹۰).
کلمات همقافیه با «پیر بخاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر