معنی پیریونس
6 بازدید
[ نِ ] (اِخ) دهی از دهستان فرورق بخش حومهٔ شهرستان خوی. واقع در ۵/۶ هزارگزی باختر خوی در مسیر شوسهٔ خوی به سیه چشمه. جلگه، معتدل، مالاریائی. دارای ۴۴۴ تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات و پنبه و حبوبات، کدو، زردآلو و توتون و کرچک. شغل اهالی زراعت. صنایع دستی جاجیم بافی و راه آن شوسه است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ نِ ] (اِخ) دهی از دهستان گل تپهٔ فیض اللََّه بیگی بخش مرکزی شهرستان سقز واقع در ۲۰هزارگزی شمال خاوری سقز و ۵هزارگزی خاور آق تپه. کوهستانی، سردسیر، دارای ۱۷۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و رودخانه. محصول آنجا غلات و لبنیات و توتون و تنباکو. شغل اهالی زراعت و گله داری. راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «پیریونس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نس» برای سرودن شعر