معنی پیریز
5 بازدید
[ پَ / پِ ] (نف مرکب) آنکه پی ریزد. آنکه بنیان نهد. آنکه اساس و بنیاد نهد. || (ق مرکب) در تداول عامه، متصل. پیوسته. پیاپی. یک ریز. علی الاتصال.
کلمات همقافیه با «پیریز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر