معنی پیری‌بیک دوکر

معنی پیری‌بیک دوکر

4 بازدید
[ ] (اِخ) از تراکمه است. جوانی خوش خلق و صحبت آراست، رفیق گرم اختلاط و مصاحب همه جارو مانند او کم پیدا میشود. از فن موسیقی بهره مند است و تصنیفهای بسیار دارد. اشعارش چنین است: از وصل تو ای نگار دوری تا کی هرچند که باشد این ضروری تا کی گفتی که صبور باش پیری و منال قربان سرت شوم صبوری تا کی. ای کاش دمی کز تو جدا میگشتم یا خود روزی که آشنا میگشتم در پای تو جورپیشه میدادم جان بر گرد سر تو بیوفا میگشتم. این رباعی ترکی هم که گفته است بد نیست : بیخواست گونگلدین بنه افغان گیلایور گوردین داغی بی سبب بوگون قان گیلایور و صلیغه قرانما کوپ داغی شاد اولما اسباب غم ایت کونکل که هجران گیلایور. رباعی ذیل را هم خوب تضمین کرده است: رویت که مه از غیرت آن کاسته شد آراسته از سبزهٔ نوخاسته شد گلزار رخت ز خط چو پیراسته شد «گل بود بسبزه نیز آراسته شد». (ترجمهٔ تذکرهٔ مجمع الخواص ص ۱۲۰).

کلمات هم‌قافیه با «پیری‌بیک دوکر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید