معنی پیرگلی
6 بازدید
[ گُ ] (اِخ) دهی از دهستان چناورد بخش آخورهٔ شهرستان فریدن. واقع در ۲۰هزارگزی جنوب خاور آخوره و ۱۲هزارگزی راه عمومی مالرو. کوهستانی، سردسیر. دارای ۴۱۳ تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات و حبوبات و تریاک و پشم و روغن. شغل اهالی زراعت و گله داری راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «پیرگلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر