معنی پیرکنعانی
5 بازدید
[ رِ کَ ] (اِخ) پیر کنعان. یعقوب پیغمبر: یوسف عزیزم رفت ای برادران رحمی کز غمش عجب بینم حال پیر کنعانی. حافظ.
کلمات همقافیه با «پیرکنعانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر