معنی پیروی نمودن
6 بازدید
[ پَ / پِ رَ / رُ وی نِ / نُ / نَ دَ ] (مص مرکب) پیروی کردن. تعاقم. تسدی. تقفی. قرو. تقفر، اقتفار؛ پیروی نمودن و در پی رفتن. تعقبل؛ پیروی نمودن کسی را و پس او آمدن. تعجس؛ پیروی کردن کسی را به کاری. (منتهی الارب). نیز رجوع به مجموعهٔ مترادفات ص ۸۴ شود.
کلمات همقافیه با «پیروی نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر