معنی پیرولی
5 بازدید
[ وَ ] (اِخ) (امیر...) برادر امیرولی و امیرخسروشاه، از یاران سلطان محمودمیرزا فرزند سلطان ابوسعید گورکانی. (حبیب السیر چ خیام ج ۴ ص ۱۹۱، ۱۹۴، ۲۹۴).
کلمات همقافیه با «پیرولی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر