معنی پیروزی

معنی پیروزی

6 بازدید
(اِخ) نام شاعری. و در ترجمان البلاغهٔ محمودبن عمر راذویانی از او این بیت آمده است : مگر غیب و عیب است کایزد ندادت دگر هرچه بایست دانی و داری. و چون ترجمان البلاغه از قرن پنجم هجریست. علیهذا زمان زندگی این شاعر قرن پنجم یا قبل از آن خواهد بود.
(حامص) بر وزن و معنی فیروزی، که ظفر و نصرت یافتن بر اعدا باشد. (برهان). فرهی بر اعدا که بتازیش ظفر خوانند. (شرفنامه). فلج. رشاد. نجح. نجاح. (منتهی الارب). فوز. مفاز. ظفر. فلاح. نصرت. نصر. غلبه. فتح. کامروائی. کامیابی. توفیق. برآمدن حاجت. روائی حاجت. (شرفنامهٔ منیری). فیروزی : بپیروزی اندر نیایش کنیم جهان آفرین را ستایش کنیم.فردوسی. چرا کشتی آن دادگر شاه را خداوند پیروزی و گاه را.فردوسی. سپاس از خداوند خورشید و ماه کزویست پیروزی و دستگاه.فردوسی. وزویست پیروزی و فرهی همان تخت و دیهیم شاهنشهی.فردوسی. سیاوش چو پیروز بودی بجنگ برفتی بسان دلاور نهنگ.فردوسی. بپیروزی بخت و از فر شاه کنم روز بدخواه چون شب سیاه.فردوسی. که امروز من دیدم ای سرکشان ز پیروزی و شهریاری نشان.فردوسی. همیشه به پیروزی و فرهی کلاه بزرگی و تاج مهی.فردوسی. خداوند کیهان و خورشید و ماه خداوند پیروزی و دستگاه.فردوسی. بپیروزی دادگر یک خدای سر جادوان اندر آرم بپای.فردوسی. فرامرز پیش پدر شد چو گرد بپیروزی روزگار نبرد.فردوسی. بپیروزی اندر ستایش کنید جهان آفرین را نیایش کنید.فردوسی. برای خداوند خورشید و ماه توان یافت پیروزی و دستگاه.فردوسی. چو پیروزی ما نیاید پدید دل از نیکبختی بباید کشید.فردوسی. نخستین که گفتی ز شاهان سخن ز پیروزی رزمهای کهن.فردوسی. بپیروزی اندر تو کشی مکن اگر تو نوی هست گیتی کهن.فردوسی. وزویست پیروزی و فرهی دل و داد و دیهیم شاهنشهی.فردوسی. خداوند کیوان و خورشید و ماه کز اویست پیروزی و دستگاه.فردوسی. چو پیروزی و فرهی یابد او بسوی بدی هیچ نشتابد او.فردوسی. چنین گفت [ خاقان چین ] با نامداران براز که چون گردد این کار بر ما دراز نیاید پدیدار پیروزیی درخشیدنی با دل افروزیی.فردوسی. ز پیروزی چین چو سر برفراخت همه کامگاری ز یزدان شناخت.فردوسی. خداوند پیروزی و دستگاه خداوند کیوان و بهرام و ماه.فردوسی. که بیژن بپیروزی آمد چو شیر درفش سیه را سر آورده زیر.فردوسی. خداوند پیروزی و فرهی همان تخت و دیهیم شاهنشهی.فردوسی. بپیروزی اندر غم آمد مرا بسور اندرون ماتم آمد مرا.فردوسی. که این جام پیروزی جان ماست سر اختران زیر فرمان ماست.فردوسی. همی خواست پیروزی و دستگاه نبود آگه از بخش خورشید و ماه.فردوسی. کزویست پیروزی و دستگاه هم او آفرینندهٔ مهر و ماه.فردوسی. ترا باد پیروزی و فرهی بزرگی و دیهیم شاهنشهی.فردوسی. ز یزدان سپاس و بدویم پناه که او داد پیروزی و دستگاه.فردوسی. فدای سپه کرده ای جان و تن بپیروزی روزگار شکن.فردوسی. فلک مر قلعه و مر باغ او را بپیروزی درافکنده ست بنیان یکی را سد یأجوجست دیوار یکی را روضهٔ خلدست بالان.عنصری. هزار سال همیدون بزی بپیروزی بمردمی و به آزادگی و نیک خوی. منوچهری. بپیروزی و بهروزی همی زی با دل افروزی بدولتهای ملک انگیز و بخت آویز اخترها. منوچهری. گه رزم پیروزی از اخترست نه از گنج بسیار و از لشکرست.اسدی. بجنگ ارچه رفتن ز بهروزیست گریز بهنگام پیروزیست.اسدی. گفتم که نفس ناطقه را چیست آرزو گفتا بقا و شادی و پیروزی و ظفر. ناصرخسرو. آنچه باید همی دهی روزی گاه حرمان و گاه پیروزی.سنائی. ای بپیروزی گرفته ملکت افراسیاب آفتاب ملکی و ملکت چو روی آفتاب. سوزنی. باد آیت پیروزی در شانت شبانروزی فرخنده بنوروزی دیدار تو عالم را.خاقانی. بپیروزی خود قوی دل مباش ز ترس خدا هیچ غافل مباش.نظامی. درِ پیروزه گون گنبد گشادند بپیروزی جهان را مژده دادند.نظامی. بیار ای باد نوروزی نسیم از باغ پیروزی که بوی عنبرآمیزش ببوی یار ما ماند. سعدی.

کلمات هم‌قافیه با «پیروزی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید