معنی پیروزهٔ بواسحاقی
4 بازدید
[ زَ / زِ یِ اِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) فیروزهٔ منسوب به کان بواسحاق به نیشابور. پیروزهٔ آن کان را بواسحاقی گویند. (از برهان): راستی خاتم پیروزهٔ بواسحاقی خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود. حافظ. اما ظاهراً این لغت مأخوذ از همین شعر حافظ و ناشی از درنیافتن مراد شاعر است در اشارهٔ بممدوح خود شیخ ابواسحاق اینجو پادشاه فارس که بدست امیرمبارزالدین محمد مظفری کشته شده است.
کلمات همقافیه با «پیروزهٔ بواسحاقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر