معنی پیروزهپوش
4 بازدید
[ زَ / زِ ] (ن مف مرکب) پوشیده از پیروزه. پیروزه درو درنشانیده : تو گفتی که بر تخت پیروزه پوش گهر ریخت هندوی گوهرفروش. اسدی (گرشاسب نامه). || (نف مرکب) پوشندهٔ پوشش پیروزه ای. پوشندهٔ جامهٔ پیروزه رنگ.
کلمات همقافیه با «پیروزهپوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر