معنی پیرنج
6 بازدید
[ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان القورات بخش حومهٔ شهرستان بیرجند. واقع در ۱۸هزارگزی شمال بیرجند. سر راه شوسهٔ عمومی مشهد به زاهدان. دامنه، معتدل. دارای ۷۲ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات و میوه. شغل اهالی زراعت و راه آن اتومبیل رو است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «پیرنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر