معنی پیرموسی
6 بازدید
[ سا ] (اِخ) دهی جزء دهستان حومهٔ بخش کوچصفهان شهرستان رشت. واقع در ۲هزارگزی جنوب خاور کوچصفهان و ۲هزارگزی جنوب خاور راه مالرو عمومی. جلگه، معتدل، مرطوب. دارای ۶۵۰ تن سکنه. آب آن از نهر تورود از سفیدرود. محصول آنجا برنج و ابریشم و صیفی کاری. شغل اهالی زراعت و مکاری و راه آن مالرو است. آثار ابنیهٔ قدیم از آجر و سوفال و غیره در نواحی این ده دیده میشود. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ سا ] (اِخ) دهی از دهستان رودزرد بخش جانکی گرمسیر شهرستان اهواز. واقع در ۲۰هزارگزی باختری باغ ملک و ۲هزارگزی شمال راه اتومبیل رو باغ ملک به هفتگل، کوهستانی گرمسیر دارای ۱۵۰ تن سکنه. آب آن از چشمه شیرین و چشمه تلخ. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن اتومبیل رو است. ساکنین از طایفهٔ بختیاری هستند. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «پیرموسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر