معنی پیرملو
6 بازدید
[ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان چهاردولی بخش اسدآباد. واقع در ۵هزارگزی شمال چنار عباس خان. کوهستانی، سردسیر. دارای ۳۰۸ تن سکنه. آب آن از چشمه ها. محصول آنجا غلات و لبنیات و انگور و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی زنان قالی بافی و راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «پیرملو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر