معنی پیرمراد
5 بازدید
[ مُ ] (اِخ) دهی از دهستان کوه پنج بخش مرکزی شهرستان سیرجان واقع در ۶۵هزارگزی شمال خاوری سعیدآباد. سرا راه مالرو خانه سرخ پارچی (؟). کوهستانی، سردسیر. دارای ۱۹۵ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات و حبوبات. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. مزارع گودبید و کبدوزی جزء این ده است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ مُ ] (اِخ) دهی از دهستان روضه چای بخش حومهٔ شهرستان ارومیه. واقع در ۸هزارگزی شمال باختری ارومیه در مسیر راه ارابه رو گچین به ارومیه جلگه معتدل، مالاریائی. دارای ۱۵۰تن سکنه. آب آن از روضه چای. محصول آنجا غلات و توتون و انگور و حبوبات و چغندر. شغل اهالی زراعت. صنایع دستی جوراب بافی. راه آن ارابه رو است. تابستان از راه ارابه رو گچین میتوان اتومبیل برد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «پیرمراد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر