معنی پیرلوجه
5 بازدید
[ جِ ] (اِخ) دهی از دهستان عباسی بخش بستان آباد شهرستان تبریز. واقع در ۲۶هزارگزی جنوب خاوری بستان آباد و ۷هزارگزی شوسهٔ میانه به تبریز. جلگه، سردسیر، دارای ۲۳۷ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ شنگل آباد. محصول آنجا غلات و درخت تبریزی. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «پیرلوجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر