معنی پیرغیب

معنی پیرغیب

5 بازدید
[ غَ ] (اِخ) دهی از دهستان پایروند بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه. واقع در ۲۰هزارگزی کرمانشاه و ۱۵۰۰ گزی کنشت. دامنه، سردسیر. دارای ۲۰۰ تن سکنه. آب آن از سراب کنشت. محصول آنجا غلات و عدس و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است و در تابستان اتومبیل میتوان برد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ غَ ] (اِخ) دهی از دهستان آورزمان شهرستان ملایر واقع در ۳۶هزارگزی شمال باختری ملایر و ۹هزارگزی جنوب راه شوسهٔ ملایر به تویسرکان، کوهستانی، معتدل، مالاریائی. دارای ۴۸۰ تن سکنه. آب آن از قنات و چشمه. محصول آنجا غلات و صیفی. شغل اهالی زراعت. صنایع دستی زنان قالی بافی و راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ غَ ] (اِخ) دهی از دهستان اندوهجرد بخش شهداد شهرستان کرمان. واقع در ۲۹هزارگزی جنوب خاوری شهداد. سر راه مالرو شهداد به کشیت. کوهستانی، گرمسیر. دارای ۵۰ تن سکنه. آب آن از رودخانه محصول آنجا خرما و غلات و حنا. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ غَ ] (اِخ) دهی از دهستان اربعهٔ پائین (سفلا) بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد. واقع در ۸۵هزارگزی جنوب خاوری فیروزآباد. جلگه، گرمسیر. دارای ۷۶ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات و لیمو و خرما. شغل اهالی زراعت و باغداری. صنایع دستی گلیم بافی و راه آن مالرو و صعب العبور است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ غَ ] (اِخ) بیک تاش. برادر خلف بیک و حاکم استرآباد از جانب وی در اوایل قرن دهم هجری. (حبیب السیر چ خیام ج ۴ ص ۳۹۵).

کلمات هم‌قافیه با «پیرغیب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید