معنی پیرغلام
5 بازدید
[ غُ ] (اِ مرکب) غلام پیر. خدمتگار سالخورده. || خطابی تواضع آمیز که کهتران سالخورده برابر پادشاهان خود را کنند. عنوانی که پیران برابر پادشاه خود را دهند.
کلمات همقافیه با «پیرغلام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر