معنی پیرعمر
4 بازدید
[ عُ مَ ] (اِخ) موضعی بشمال شهرزور.[ عُ مَ ] (اِخ) از یاران امیر قرایوسف ترکمان و نایب وی. پیرعمر در جنگ این امیر با میرزا ابوبکر کرت شرکت داشته است. و نیز از جانب قرایوسف والی ارزنجان گشته. (حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۵۷۰ و ۵۷۷).
کلمات همقافیه با «پیرعمر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مر» برای سرودن شعر