معنی پیرعلی قبچاق
4 بازدید
[ عَ قِ ] (اِخ) از معاصران الملک الناصر سلطان مصر. هنگامی که حسام الدین بدر چاشنی گیر و سیف الدین سالار درصدد استقلال برآمدند و ملک ناصر از قاهره بحصار کرک رفت و معاندان بر سلطنت چاشنی گیر متفق القول شدند این پیرعلی قبچاق را بنیابت برداشتند. (حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۲۶۱).
کلمات همقافیه با «پیرعلی قبچاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر