معنی پیرعلیتاز
4 بازدید
[ عَ ] (اِخ) وزیر معتمد خلیل سلطان فرزند میرانشاه بن امیرتیمور و کشندهٔ وی. بگفتهٔ ابن عربشاه در عجائب المقدور وی پس از مرگ تیمور بر امیرزاده پیرمحمد نیز قیام و دعوی استقلال کرده است. میرزا شاهرخ پس از استقرار بر تخت سلطنت بدفع پیرعلی تاز همت برگماشت و هنگام گریز متعاقب حملهٔ ببلخ پیرعلی بدست یاران خود مقتول گشت. (حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۵۰۳ و صص ۵۶۴ -۵۶۶) (تاریخ عصر حافظ ج ۱ ص ۴۰۲) (از سعدی تا جامی ص ۴۱۳).
کلمات همقافیه با «پیرعلیتاز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر