معنی پیرصالح دهقان
5 بازدید
[ لِ دِ ] (اِخ) ظاهراً از بزرگان دربار سامانیان بوده است به روزگار نصربن احمد سامانی و حاضر بدربار امیر ابوجعفر احمدبن محمدبن خلف بن لیث حاکم سیستان و رودکی بشعر اندر از وی یاد کند: یک صف میران و بلعمی بنشسته یک صف حران و پیر صالح دهقان.رودکی. رجوع به صالح دهقان شود. (تاریخ سیستان ص ۳۱۹).
کلمات همقافیه با «پیرصالح دهقان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر