معنی پیرشهریار

معنی پیرشهریار

5 بازدید
[ شَ ] (اِخ) پیر شالیار. در اورامان پیری روحانی از مغان زردشتی بوده است موسوم به پیر شهریار (که بزبان کردی او را پیر شالیار خوانند). ازو کتابی باقی است بنام مارفتو پیر شالیار (معرفت پیر شهریار) و نزد مردم اورامان بسیار محترمست و بدست خارجی نمی سپارند و کلماتش را در موارد بسیار بجای مثل سایر بکار می بندند. این کتاب مرکب از چند بند مسجع است که ترجیع آنها این بیت است و تکرار میشود: گوشت بوانه پیر شالیار بو هوشت جه کیاستهٔ ذانای سیمیاربو یعنی بگفتار پیر شهریار گوش کن و بنوشتهٔ دانای سیمیار (زردشت) هوش خود را بسپار. از کلمات پیر شهریار این است: داران گیان دارن جرگ و دل پرگن گائی پر بر گن، گائی بی بر گن کرگ جه هیلین، هیلی جه کرگن رواس جه رواس ورگن جه ورگن ترجمه: درختان جان دارند جگر و دلشان ریشه و برگهاست. گاهی پربرگ هستند گاهی بی برگند. مرغ از تخم است و تخم از مرغ روباه از روباه، گرگ از گرگ است. هم از کلمات اوست: وریوه و ارو و روه ورینه و ریسه بریو چوار سرینه کرگی سیاوه و هیلیش چرمینه گوشلی ممیریو دوی برینه ترجمه: برفی میبارد که برف خورده است رسن که پاره شود چهار سر پیدا میکند ماکیان سیاه تخمش سفیدست دیگچه که سوراخ میشود دو در پیدا میکند. باری در سخنان پیر شهریار اشارات بسیار راجع بحفظ آئین قدیم است و اهل محل در مجوس بودنش شکی ندارند ولی معتقدند که شخص دیگری هم به این نام بوده است همعصر شیخ عبدالقادر گیلانی (اواخر قرن پنجم هجری) که با شیخ ارتباط داشته و او را پیر شهریار ثانی میگویند و معروفست که این پیر حضرت محمد (ص) را در خواب دید و اسلام آورد و نام خود را مصطفی نهاد و کتاب معرفت قدیم را تحریف کرد و هرچه با دیانت اسلامی منافات صریح داشت برگرفت. فعلاً نسخهٔ محرف در دست مردم اورامانست. گویند در ۸۴۲ هـ . ق. شخصی بنام مولانا گشایش به اورامان سفر کرد تا مردم آنجا را قرآن تعلیم دهد این ملا چشمانی شکسته و ضعیف داشت مردم اورامان فراهم آمده از ریش سفیدان و آگاهان خود پرسیدند: «قرون قدیما یام مارفتو پیر شالیاری باد» یعنی قرآن کهن ترست یا کتاب معرفت پیر شهریار، دانایان در پاسخ گفتند: «مارفتو پیرشالیاری قدیما قرونی هیزیکه گشایشه کوری آوردنش» یعنی معرفت پیر شهریار قدیم است قرآن را دیروز گشایش کور آورده است. (کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او ص ۱۲۱ و ص ۱۲۲).

کلمات هم‌قافیه با «پیرشهریار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید